ریسک در سرمایه گذاری و بازار سرمایه


ریسک سرمایه گذاری مجدد (Reinvestment Risk) چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

بازار سرمایه عرصه بیشترین ریسک و بازده

ایسنا- یک اقتصاددان گفت: بیشترین ریسک و بازده در بازار سرمایه است و می‌توان گفت هر چقدر ریسک سرمایه‌گذاری بیشتر باشد، احتمال سود یا زیان بیشتر می‌شود. مهدی فتحی اظهار کرد: کمترین ریسک نگهداری سرمایه به صورت نقدی است که در این صورت ارزش پول کاهش خواهد یافت و بعد از آن سپردن سرمایه به بانک است که در مقابل پس‌انداز مبلغی پاداش که درصد پایینی بوده، از بانک دریافت می‌شود. وی با بیان اینکه هدف هر کسی در زندگی مالی حداکثر کردن ثروت است، ادامه داد: مردم به همین دلیل در تلاش‌اند برای رسیدن به رفاه و آسایش اجتماعی از طریق صرفه‌جویی در هزینه‌کرد، پس‌اندازهایشان را جهت حفظ سرمایه و ارزش زمانی پول سرمایه‌گذاری کنند. فتحی اضافه کرد: فضای اقتصادی کشور سبب شده اکثر خرید دارایی سرمایه‌ای باعث افزایش مبلغ ریالی دارایی شود و همه با تعدادی از سرمایه‌گذاری‌های مالی مثل بانک، خودرو، مسکن، ارز، سکه، بورس اوراق بهادار و… آشنایی دارند و در آنها سرمایه‌گذاری می‌کنند. این مدرس دانشگاه‌ افزود: مردم به اشکال مختلف پس‌انداز را سرمایه‌گذاری می‌کنند زیرا می‌خواهند در آینده زندگی راحت‌تری داشته باشند و تعدادی از مردم هم به جای سرمایه‌گذاری در موارد بالا، در ده‌ها مورد دیگر مانند تحصیل و ارتقای دانش شخصی، تغذیه سالم و سلامتی، بهبود کسب و کار، ورزش کردن و… سرمایه‌گذاری می‌کنند. به باور فتحی، کسانی که با اصول اولیه سرمایه‌گذاری در بورس آشنایی دارند، با پول مازاد وارد بازار سرمایه می‌شوند و اگر کاربلد حوزه بورسی نیستند، به هیچ وجه با پول فروش منزل شخصی یا سرمایه‌ای که منبع درآمد شغل و حرفه کاری‌شان بوده وارد بازار نشوند زیرا درجه ریسک‌پذیری بالایی داشته باشند و باید سرمایه‌گذاری با دید بلندمدت در این بازار داشت و با توصیه مشاوران اقدام به خرید سهام بورسی کنند. وی افزود: کسانی که تمایل دارند در بورس سرمایه‌گذاری کنند ولی فاقد دانش بورسی هستند از طریق سرمایه‌گذاری غیرمستقیم شرکت‌های سرمایه‌گذاری و صندوق‌های سرمایه‌گذاری اقدام کنند.

ریسک سرمایه گذاری مجدد (Reinvestment Risk) چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

هنگام سرمایه گذاری در بازارهای سرمایه، مفهوم ریسک به احتمال از بین رفتن ارزش یک دارایی اشاره دارد، بدین معنی که دارایی فرد سرمایه گذار، ارزش خود را از دست بدهد. انواع مختلفی از ریسک ها وجود دارد که سرمایه گذاران در معرض آن ها قرار دارند اما راه های زیادی همچون متنوع سازی دارایی نیز برای مدیریت این ریسک های سرمایه گذاری وجود دارد. در این مقاله ما به یکی از ریسک های رایج در بازار سرمایه تحت عنوان ریسک سرمایه گذاری مجدد می پردازیم و عوامل ایجاد کننده ی آن و نحوه ی محاسبه و مدیریت آن را شرح می دهیم.

ریسک سرمایه گذاری مجدد (Reinvestment Risk) چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

ریسک سرمایه گذاری مجدد (Reinvestment Risk) چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

ریسک سرمایه گذاری مجدد

هنگام سرمایه گذاری در بازارهای سرمایه، مفهوم ریسک به احتمال از ریسک در سرمایه گذاری و بازار سرمایه بین رفتن ارزش یک دارایی اشاره دارد، بدین معنی که دارایی فرد سرمایه گذار، ارزش خود را از دست بدهد. انواع مختلفی از ریسک ها وجود دارد که سرمایه گذاران در معرض آن ها قرار دارند اما راه های زیادی همچون متنوع سازی دارایی نیز برای مدیریت این ریسک های سرمایه گذاری وجود دارد، ولی برای از بین بردن کامل این ریسک ها راهی قطعی وجود ندارد.

با این حال اطلاع از منابع مختلف ریسک به سرمایه گذاران کمک می کند تا بهتر بتوانند سرمایه ی خود را هنگام ایجاد سبدی از دارایی های مختلف به طور دقیق ارزیابی نمایند و آن را به نحوی بهینه افزایش دهند. در این مقاله ما به یکی از ریسک های رایج در بازار سرمایه تحت عنوان ریسک سرمایه گذاری مجدد می پردازیم و عوامل ایجاد کننده ی آن و نحوه ی محاسبه و مدیریت آن را شرح می دهیم.

ریسک سرمایه گذاری مجدد (Reinvestment Risk) چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

ریسک سرمایه گذاری مجدد چیست و چه زمانی ظاهر می شود؟

برای تعریف ریسک سرمایه گذاری مجدد ابتدا باید مفهوم خود سرمایه گذاری مجدد را درک کنیم. سرمایه گذاری مجدد یا Reinvestment به این معنی است که به جای آنکه معادل نقدی سود حاصل از سرمایه گذاری روی سهام یا صندوق های سرمایه گذاری مستقیماً دریافت گردد، از آن برای خرید سهم یا واحدهای اضافی استفاده شود. این کار به معنی سرمایه گذاری مجدد سود سهام برای خرید سهام اضافی است که راهی مناسب برای افزایش ارزش یک سهام یا صندوق سرمایه گذاری است. (1)

اما ریسک سرمایه گذاری مجدد چیست؟ ریسک سرمایه گذاری مجدد بیشتر در مورد اوراق بهادار با درآمد ثابت مصداق دارد زیرا اگر نرخ سود سهام یا یک صندوق سرمایه گذاری به مرور زمان کاهش پیدا کند، سرمایه گذار دیگر نخواهد توانست سودهای دریافتی اش را مجدداً با همان نرخ اولیه سرمایه گذاری نماید و باید به نرخ های سود جدید که کمتر از نرخ سود اولیه هستند راضی شود. (2)

برای درک بهتر از یک مثال فرضی استفاده می کنیم. فرض کنید یک فرد سرمایه گذار سهام یک صندوق سرمایه گذاری مشترک را خریداری می کند که حدود ۵ درصد سود دارد. این سرمایه گذار ۱۰۰هزار دلار را با هدف ۵ ساله با پیش بینی دریافت ۵ هزار دلار سود سالانه خریداری می نماید. اما در این دوره ی ۵ ساله نرخ سود سالانه ی سهام مورد نظر به ۲ درصد کاهش می یابد. اگر طبق توافق نامه ی اولیه، سرمایه گذار اصل پول خود و حتی ۵ درصد سود سالیانه را نیز دریافت کند و با سود دریافتی اش سهام جدیدی از آن صندوق سرمایه گذاری را بخرد مشکل اینجاست که سهام خریداری شده ی جدید دیگر مشمول ۵ درصد سود سالیانه نیست و تنها ۲ درصد سود به آن تعلق می گیرد.

اگر مجدداً نیز اتفاقی بیفتد که نرخ بهره بالا برود، ارزش اصل سرمایه اش کاهش می یابد. اگر سرمایه گذار پیش از موعد به سرمایه اش احتیاج پیدا کند و بخواهد آن را پیش از موعد نقد کند و قبل از سر رسید، اوراق قرضه ی خود را بفروشد، آن گاه بخشی از اصل سرمایه ی خود را نیز از دست می دهد. زیرا طبق فرمولی شناخته شده، با افزایش نرخ بهره، ارزش اوراق قرضه سقوط می کند تا بازده فعلی آن برابر با بازده اوراق جدید باشد که سود بیشتری دارد.

ریسک سرمایه گذاری مجدد ریسک در سرمایه گذاری و بازار سرمایه با اوراق قابل تماس نیز رخ می دهد. «قابل تماس» به این معنی است که صادرکننده می تواند اوراق را قبل از سررسید پرداخت کند.

یکی از دلایل اصلی نام گذاری اوراق قرضه به این نام این است که از زمان انتشار اوراق قرضه نرخ بهره کاهش می یابد و شرکت یا دولت هم سپس می توانند اوراق جدیدی را با نرخ های پایین تر صادر کنند و در نتیجه تفاوت بین نرخ بالاتر و نرخ پایین تر جدید را پس انداز می کنند.

صادرکننده این را می داند و این بخشی از قرارداد است که سرمایه گذار هنگام خرید اوراق مشارکت با آن موافقت می کند، اما متأسفانه این بدان معنی است که یک بار دیگر، سرمایه گذار مجبور است پول نقد خود را دوباره با نرخ غالب پایین تر به کار اندازد. (2)

ریسک سرمایه گذاری مجدد (Reinvestment Risk) چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

عوامل مؤثر بر ریسک سرمایه گذاری مجدد

سر رسید اوراق قرضه
نرخ کوپن اوراق قرضه

اوراق قرضه ای با کوپن صفر در واقع هیچ ریسک سرمایه گذاری مجددی ندارد زیرا هیچ گونه کوپن موقت پرداخت نمی شود و تمام پول به گونه ای است که در خود اوراق قرضه سرمایه گذاری می شود و مبلغ در پایان پرداخت می گردد. به خصوص اگر اوراق قرضه تا زمان سر رسید نگه داشته شود این موضوع صادق است. (4)

ریسک سرمایه گذاری مجدد (Reinvestment Risk) چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

نحوه ی محاسبه ریسک سرمایه گذاری مجدد

بیایید فرض کنیم که یک سرمایه گذار یک کوپن ۱۵ ساله با ۸ درصد سود سالانه را به صورت مشترک خریداری کرده است. اگر نرخ سود تا سر رسید ثابت بماند، از آنجا که هیچ سود یا ضرر سرمایه ای وجود ندارد، نرخ سود اوراق بهادار نیز ۸ درصد خواهد بود. ما می توانیم کل ارزش آینده ی کلیه ی جریان های نقدی حاصل از این اوراق را به شرح زیر محاسبه کنیم:

ارزش آینده ی آن به دلار برابر است با ۱۰۰ دلار ضرب در ۳۰ (۱.۰۴) که برابر است با ۳۲۴.۳۴ دلار.

این ارزش از ۱۰۰ دلار اصل پول و ۲۲۴.۳۴ دلار کل درآمد کوپن و سرمایه گذاری مجدد است. در واقع اگر درآمد حاصل از سرمایه گذاری مجدد وجود نداشته باشد، درآمد کوپن فقط ۱۲۰ دلار خواهد بود. به یاد داشته باشید که هیچ سود سرمایه ای وجود ندارد، بنابراین تساوی زیر از درآمد سرمایه گذاری مجدد بدست می آید.

۲۲۴.۳۴ - ۱۲۰ = ۱۰۴.۳۴ دلار

این پولی است که با سرمایه گذاری پرداخت های دوره ای کوپن در ۸ درصد سود ثابت به دست می آید. اگر کوپن ها با ۸ درصد سود سرمایه گذاری نشوند، سرمایه گذار قادر به تحقق سود ۸ درصدی نخواهد بود. (5)

ریسک سرمایه گذاری مجدد (Reinvestment Risk) چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

تاثیر ریسک سرمایه گذاری مجدد بر بازار سهام

ریسک یک اصل دائمی در بازار سرمایه است، زیرا بخشی جدایی ناپذیر از بازار سهام است. ریسک های موجود مختلف از جمله ریسک سرمایه گذاری مجدد در بازار سرمایه بر رفتار معامله گران در بورس تاثیر می گذارد. سرمایه گذاران برای ارزیابی خطر کاهش درآمد حاصل از دارایی خود با مشکل روبرو هستند. درآمد، به طور کلی باید بهینه باشد و کسانی که نسبتاً ریسک های اقتصادی از جمله ریسک سرمایه گذاری مجدد را در نظر گرفته و آن را مدیریت می نمایند، به بهترین نحو در کسب درآمد از بازار سهام اولویت می یایند.

گاهی اوقات افراد تنها به دلیل پیشنهاد آشنایان اقدام به سرمایه گذاری در صندوق اوراق قرضه ای می نماید که ممکن است با ریسک سرمایه گذاری مجدد بالایی همراه باشد و سرمایه گذار با زیان رو به رو گردد. در نتیجه ی این اتفاق اعتماد سرمایه گذاران بر بازار سهام و صندوق های سرمایه گذاری مشترک کاهش می یاید و با خروج سرمایه گذار نقدینگی این بازارها کاهش می یاید. (6)

ریسک سرمایه گذاری مجدد (Reinvestment Risk) چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

چگونه می توان ریسک سرمایه گذاری مجدد را مدیریت کرد؟

سرمایه گذاران می توانند با سرمایه گذاری در اوراق بهادار بلند مدت، ریسک سرمایه گذاری مجدد را حذف کنند. اما متأسفانه، با این کار نیز پرتفوی را در معرض ریسک حتی بیشتری در رابطه با نرخ بهره قرار می دهند. یکی دیگر از کارهایی که سرمایه گذاران ممکن است گاهی انجام دهند این است که سعی کنند با سرمایه گذاری در اوراقی با بازده بالا، درآمد سود از دست رفته را تأمین نمایند. این یک استراتژی قابل درک، اما شبهه آور است، زیرا همه به خوبی می دانند که وقتی اقتصاد به خوبی پیش نرود، اوراق قرضه با نرخ های بالا ناخواسته شکست می خورند که به طور کلی با یک محیط کم بهره هم تراز می شود.

یک راه بهتر برای کاهش حداقل بخشی از خطر سرمایه گذاری مجدد، ایجاد «نردبان اوراق قرضه» است که پرتفویی با دارایی های اوراق بهادار با تاریخ های سررسید متفاوت است. از آنجا که بازار اساساً یک چرخه است، نرخ بهره بالا خیلی پایین می رود و دوباره افزایش می یابد. پس این شانس وجود دارد که فقط برخی از اوراق قرضه ی سرمایه گذار در یک محیط کم بهره با کاهش نرخ بهره مواجه شوند و این معمولاً می تواند با اوراق قرضه ی دیگری که نرخ بهره ی آن ها بالا می رود، جبران شود.

سرمایه گذاری در صندوق های اوراق بهادار که به طور فعال اداره می شوند، ممکن است تأثیر ریسک سرمایه گذاری مجدد را کاهش دهد، زیرا مدیر صندوق می تواند اقدامات مشابهی را برای کاهش ریسک انجام دهد. با این حال، با گذشت زمان، بازده صندوق های اوراق بهادار با افزایش و کاهش در بازار روبرو می شوند، بنابراین صندوق های اوراق بهادار اداره شده ی فعال فقط محافظت محدودی در برابر ریسک سرمایه گذاری دارند.

یکی دیگر از استراتژی های ممکن سرمایه گذاری مجدد در سرمایه گذاری هایی است که به طور مستقیم از افت نرخ بهره، تحت تأثیر قرار نمی گیرند. به طور کلی یک هدف از سرمایه گذاری ها این است که آن ها را تا حد ممکن به هم ربط ندهند. اگر این استراتژی با موفقیت اجرا شود، به این هدف دست می یابد. اما این مستلزم درجه ای از پیشرفت و تجربه در سرمایه گذاری است که بسیاری از سرمایه گذاران مبتدی از آن برخوردار نیستند. (3)

ریسک سرمایه گذاری مجدد (Reinvestment Risk) چیست و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

نتیجه گیری و جمع بندی

محاسبه ی قیمت اوراق بهادار به عنوان ارزش فعلی همه ی جریان های نقدی آینده، بر اساس این فرض است که تمام جریان های نقدی آینده با نرخ سود سالیانه ی ثابت یا نرخ بازده مورد انتظار، سرمایه گذاری می شوند. حتی کوچکترین تغییر نرخ بازار بر این محاسبه تأثیر می گذارد و سرانجام این تأثیر بر دارایی مالی سرمایه گذار نمایان خواهد شد. سرمایه گذاری بر روی یک اوراق بهادار خوب که از پیش در مورد آن تحقیق شده باشد در کاهش ریسک سرمایه گذاری از جمله ریسک سرمایه گذاری مجدد تا حدود زیادی کمک کننده است اما حذف کامل این ریسک هیچ گاه امکان پذیر نیست.

در این مقاله ما به بررسی کامل ریسک سرمایه گذاری مجدد و عوامل تاثیر گذار بر آن پرداختیم و همچنین نحوه ی محاسبه ی آن و روش هایی برای مدیریت این ریسک را نیز ارائه نمودیم.

امید است که با شناخت ریسک های این چنینی و داشتن علم و اطلاع کامل از نحوه ی تاثیرات این ریسک ها بر دارایی مالی شما سرمایه گذاران محترم، بتوان از گرفتار آمدن در دام این خطرها اجتناب نمود و با یک سرمایه گذاری با دیدی باز، شما نیز بتوانید به سودهای قابل توجه از طریق سرمایه گذاری در بازار سهام برسید.

مدیریت ریسک در سرمایه گذاری

اصطلاح ریسک بسته به زمینه ای که در آن به کار می رود معانی متفاوتی دارد. با این حال، رایج ترین معنی آن عدم قطعیت و نتیجه نامطلوب است. ریسک ها به طور کلی دو دسته هستند. دسته اول ریسک های واقعی یا خالص هستند. این ریسک ها فقط ضرر ایجاد می کنند و نمی توان آنها را کنترل کرد. برای مثال، آتش سوزی، تصادف، زلزله یا سیل از این ریسک ها هستند. دسته دوم ریسک های پویا هستند که می توان آنها را کنترل کرد و ممکن است سود یا ضرر ایجاد کنند. این ریسک ها معمولا در زمینه مالی، سرمایه گذاری و اقتصاد هستند.

هر فردی در برابر ریسک واکنش متفاوتی دارد، ولی به طور کلی افراد از لحاظ پذیرش ریسک به سه دسته تقسیم می شوند:

  • ریسک گریز: این دسته از افراد محافظه کار هستند و ترجیح می دهند از شرایط مطمئن باشند.
  • ریسک پذیر: این دسته از افراد جسور و بی پروا هستند و تمایل دارند ریسک کنند تا سود بیشتر بدست بیاورند.
  • خنثی: این دسته در حقیقت حد وسط دو دسته بالا هستند.

ریسک یکی از مولفه های مهم در ارزیابی چشم اندازهای یک سرمایه گذاری است. بیشتر سرمایه گذاران ریسک کمتر را یک ویژگی مطلوب در نظر می گیرند. با این حال، قاعده کلی این است که هر چقدر ریسک یک سرمایه گذاری بیشتر باشد، بازده آن بهتر خواهد بود.

ریسک در حوزه اقتصاد و سرمایه گذاری به دو نوع اصلی تقسیم می شود:

  • ریسک سیستماتیک (غیرقابل اجتناب)

این نوع ریسک قابل کنترل نبوده و مرتبط با شرایط سیاسی و اقتصادی کشور است. این ریسک به صورت سیستماتیک کل بازار و تمامی شرکت ها و صنایع آن را تحت تاثیر قرار می دهد، برای مثال جنگ، تحریم، نرخ بهره،‌ تورم ریسک در سرمایه گذاری و بازار سرمایه ریسک در سرمایه گذاری و بازار سرمایه و غیره.

  • ریسک غیرسیستماتیک (قابل اجتناب)

این ریسک با استفاده از روش های خاص قابل اندازه گیری و تا حدودی قابل اجتناب است. این ریسک مرتبط با یک شرکت یا صنعت خاص بوده و تاثیرات آن را با استفاده از روش تنوع بخشی سبد سهام می توان کاهش داد.

انواع ریسک سرمایه گذاری

ریسک معمولا یک اصطلاح منفی در نظر گرفته می شود، با این حال در دنیای سرمایه گذاری ضروری بوده و نمی توان آن را نادیده گرفت.

یکی از تعریف های رایج ریسک سرمایه گذاری انحراف از نتیجه مورد انتظار است. این انحراف را می توان به صورت مطلق یا نسبت به یک معیار بیان کرد. به عبارت دیگر، ریسک سرمایه گذاری اختلاف بین بازده مورد انتظار و بازده بدست آمده است.

ریسک هر سرمایه گذاری متفاوت است و به عوامل مختلفی بستگی ریسک در سرمایه گذاری و بازار سرمایه دارد. در ادامه چند مورد از ریسک هایی که سرمایه گذاران با آنها روبرو می شوند را بررسی می کنیم.

ریسک کسب و کار

وقتی سهام می خرید، در حقیقت بخشی از مالکیت یک شرکت را بدست می آورید. در مقابل، خرید اوراق بهادار به معنای پول قرض دادن به یک شرکت است. بازده این دو نوع سرمایه گذاری مستلزم این است که شرکت کسب و کار خود را ادامه دهد. اگر شرکت ورشکست شود و دارایی های خود از دست بدهد، سهامداران عادی آخرین کسانی هستند که سرمایه گذاری خود را پس می گیرند.

ریسک بازار

این ریسک مرتبط با کاهش ارزش سرمایه گذاری به دلیل توسعه های اقتصادی یا سایر رویدادهایی است که روی کل بازار تاثیر می گذارند.

این ریسک به سطح عرضه و تقاضا در بازار نیز اشاره می کند. به عبارت دیگر، وقتی تعداد زیادی از سرمایه گذاران تصمیم به خرید یک سهام خاص بگیرند، تقاضای آن افزایش پیدا می کند. اگر عرضه این سهام کم باشد،‌ قیمت آن افزایش پیدا می کند. عکس این قضیه نیز ممکن است رخ دهد. این نوسانات همیشه در بازار وجود دارند و ریسک بازار را ایجاد می کنند.

ریسک سیاسی

این ریسک سیستماتیک که ژئوپولیک نیز نامیده می شود قابل کنترل نبوده و ناشی از رویدادها سیاسی، جنگ، تغییر قوانین و عوامل دیگر است. وضعیت سیاسی یک کشور می تواند تاثیرات مخربی روی اقتصاد و بازار داشته باشد. هر چقدر سرمایه گذاری طولانی مدت تر باشد، میزان این ریسک افزایش پیدا می کند.

ریسک شخصی

منشاء ریسک همیشه بیرونی نیست و گاهی اوقات ناشی از رفتارهای سرمایه گذار است. عجله کردن، طمع یا تصمیم گیری از روی احساسات یکی از منابع ایجاد ریسک در سرمایه گذاری است.

ریسک نوسان

حتی اگر یک شرکت در معرض ورشکستگی نباشد، قیمت سهام آن ممکن است نوسان پیدا کند. قیمت سهام ممکن است تحت تاثیر عوامل داخلی شرکت، مثل محصولات معیوب، یا عوامل بیرونی، مثل رویدادهای سیاسی یا اقتصادی قرار بگیرد.

ریسک تورم

تورم به معنی کاهش ارزش پول کشور است. تورم باعث می شود پول بیشتری برای یک کالا یا خدمات پرداخت کنیم و در نتیجه قدرت خرید را کاهش می دهد. ریسک تورم تاثیر مستقیم روی سودآوری سرمایه گذاری ها دارد، زیرا سود خالص با کم کردن میزان تورم از سود حاصل از سرمایه گذاری محاسبه می شود.

ریسک تمرکز

این ریسک مرتبط با از دست دادن پول به دلیل متمرکز کردن آن روی یک سرمایه گذاری است. وقتی سرمایه گذاری هایتان را تنوع بخشی می کنید، ریسک بین سرمایه گذاری ها و صنایع مختلف تقسیم شده و در نتیجه احتمال کمتری دارد یک باره کل سرمایه تان را از دست بدهید.

ریسک اعتبار

ریسک اعتبار مرتبط با زمانی است که نهاد دولتی یا شرکت صادر کننده اوراق دچار مشکلات مالی شود و نتواند اصل پول یا سود آن را پرداخت کند.

ریسک استرداد

این ریسک در رابطه با اوراق قرضه و استرداد آن قبل از موعد سررسید است. احتمال استرداد زودهنگام اوراق زمانی بیشتر است که نرخ تورم رو به کاهش باشد، زیرا شرکت ها تلاش می کنند اوراق قبلی خود را جمع کرده و اوراق جدید با نرخ بهره کمتر منتشر کنند.

ریسک نرخ بهره

وقتی چند گزینه برای سرمایه گذاری وجود داشته باشد با ریسک نرخ بهره یا سود روبرو می شویم. تغییرات نرخ بهره می تواند روی ارزش اوراق بهادار تاثیر بگذارد. افزایش نرخ بهره باعث می شود اوراق جدید برای سرمایه گذاران جذاب تر باشند، زیرا بهره آنها بیشتر از اوراقی است که قبلا صادر شده اند. برای فروش اوراقی که نرخ بهره پایین تر دارند، شاید لازم باشد آنها را با تخفیف بفروشید.

ریسک نرخ ارز

نوسانات دائمی نرخ ارزی که برای سرمایه گذاری مورد استفاده قرار گرفته باعث می شود ارزش دارایی در معرض کاهش باشد. وقتی واحد پول یک کشور به شدت افت کند، افرادی که سرمایه گذاری خارجی انجام داده اند با افت ارزش دارایی های خود مواجه می شوند. این ریسک در سرمایه گذاری های کوتاه مدت بیشتر است، زیرا فرصت زیادی برای جبران زیان وجود ندارد.

نوسان نرخ ارز و ریسک مرتبط با آن به توان مالی دولت، قوانین صادرات و واردات، تحریم ها، محدودیت های ارزی و موقعیت سیاسی و اقتصادی کلی کشور ریسک در سرمایه گذاری و بازار سرمایه بستگی دارد.

ریسک نقدینگی

این ریسک مرتبط با عدم توانایی خرید یا فروش در زمان دلخواه به دلیل محدودیت فرصت ها است. اوراق بهادار دولتی معمولا نقدینگی بالا دارند، در مقابل املاک و مستغلات معمولا به سرعت به فروش نمی رسند.

به عبارت دیگر، نقدینگی به معنی سهولت تبدیل شدن دارایی به وجه نقد است. هر چقدر یک دارایی سریع تر و راحت تر به پول نقد تبدیل شود، ریسک نقدینگی آن کمتر است.

چطور ریسک را ارزیابی کنیم

برای مدیریت درست ریسک ابتدا باید آن را به طور کامل ارزیابی کنیم. ارزیابی ریسک سه مرحله دارد:

1.شناسایی

هدف از شناسایی ریسک این است که مشخص کنیم آیا ریسک اجتناب ناپذیر است یا نه. برای مثال، ریسک های بیرونی مثل رویدادهای اقتصادی و حوادث پیشبینی نشده خارج از کنترل کسب و کار هستند و نمی توان از آنها اجتناب کرد.

2.بررسی تاثیر

وقتی ریسک ها را شناسایی کردید باید احتمال و اهمیت آنها را ارزیابی کنید. ریسک های پیشبینی شده باید بر اساس میزان احتمال رتبه بندی شوند.

3.توسعه استراتژی

وقتی ریسک ها را بر اساس احتمال رتبه بندی کردید، باید استراتژی هایی برای مدیریت آنها توسعه دهید.

مدیریت ریسک در حوزه سرمایه گذاری یکی از مهم ترین مولفه ها بوده و شامل شناسایی، ارزیابی، پیگیری و کاهش دادن پیامد ریسک ها در محیط کسب و کار است. این کار یکی از مولفه های مهم ثبات در سرمایه گذاری است و نادیده گرفتن آن ضررهای زیادی به همراه خواهد داشت. مدیریت ریسک در اصل زمانی رخ می دهد که یک سرمایه گذار یا مدیر صندوق سرمایه گذاری پتانسیل ضرر در یک سرمایه گذاری را تحلیل کرده و سپس با توجه به اهداف سرمایه گذاری و میزان تحمل ریسک اقدامات لازم را اجرا کند.

استراتژی های مختلف مدیریت ریسک در سرمایه گذاری

مدیریت ریسک در زمینه اقتصادی قانون خاصی نداشته و به شرایط و روحیات سرمایه گذار بستگی دارد. هر سرمایه گذاری برای موفقیت و رسیدن به سود باید یک استراتژی مدیریت ریسک برای استفاده از فرصت ها داشته باشد. استراتژی های مدیریت ریسک در سرمایه گذاری شامل بررسی ریسک های بالقوه، تحلیل این ریسک ها و تلاش برای از بین بردن یا محدود کردن تاثیرات آنها است. در ادامه چند استراتژی مهم برای مدیریت ریسک در سرمایه گذاری را بررسی می کنیم.

1.دارایی تان را به درستی تخصیص دهید

مطالعات نشان می دهد ۹۰ درصد از سودهای سرمایه گذاری بر اساس تخصیص دارایی هستند. تخصیص سرمایه گذاری به معنای نحوه تقسیم کردن دارایی ها بین گروه های سرمایه گذاری است. تخصیص تاکتیکی یک استراتژی پویا برای سرمایه گذار فراهم می کند و ابزاری کارآمد برای مدیریت ریسک سرمایه گذاری است.

اگر تمام پول تان را وارد یک سرمایه گذاری کنید احتمال زیادی وجود دارد که ضرر کنید. هنگام سرمایه گذاری باید از اصل تنوع بخشی استفاده کنید و به اصطلاح تمام تخم مرغ هایتان را در یک سبد نگذارید. علاوه بر این، یادتان باشد که روندهای بازار مدام در حال تغییر هستند. این یعنی بهتر است چند نوع سرمایه گذاری داشته باشید تا در صورتی که یکی از آنها شکست خورد، بتوانید ضرر آن را با سود یک سرمایه گذاری دیگر جبران کنید.

2.یک برنامه برای ضرر حداکثر احتمالی داشته باشید

تنظیم یک برنامه ضرر حداکثر احتمالی اولین گام در اجتناب از ضررهای بزرگ است. این برنامه باعث می شود محافظه کارانه تر ریسک در سرمایه گذاری و بازار سرمایه عمل کنید و فقط ریسک هایی را قبول کنید که متناسب با برنامه طولانی مدت تان هستند.

این یعنی تعیین ارزش باید یکی از ملاحظات اصلی در تخصیص دارایی باشد. تخصیص دارایی ثابت بدون در نظر گرفتن ارزش دارایی ها منطقی نیست.

3.یک حاشیه امنیت داشته باشید

هر سرمایه گذاری باید یک حاشیه امنیت داشته باشد. حاشیه امنیت تفاوت بین ارزش ذاتی یا بنیادی و قیمت سرمایه گذاری است. به گفته وارن بافت، سرمایه گذاری معروف، قیمت چیزی است که پرداخت می کنید و ارزش چیزی است که بدست می آورید.

هر چقدر حاشیه امنیت بزرگ تر باشد، ریسک سرمایه گذاری کمتر و پتانسیل دستیابی به سود بیشتر است. حاشیه امنیت باعث می شود فضایی برای خطای قضاوت، اشتباهات یا رویدادهای پیشبینی نشده داشته باشید.

4.سرمایه گذاری های بلند مدت داشته باشید

دلیل شکست خوردن بسیاری ریسک در سرمایه گذاری و بازار سرمایه از سرمایه گذاران این است که سعی می کنند در زمان کوتاهی به سود زیاد دست پیدا کنند. در حقیقت، سرمایه گذاری های کوتاه مدت بیشتر از سرمایه گذاری های بلند مدت شکست می خورند. بنابراین، بیشتر روی استراتژی هایی تمرکز کنید که در بلند مدت ثروت ایجاد می کنند.

5.از ریسک رقابتی اجتناب کنید

اگر روی محصولات سرمایه گذاری کرده اید، باید توجه خاصی به ریسک رقابت داشته باشید. اگر می خواهید این ریسک را به حداقل برسانید بهتر است در بازارهایی که بیش از حد اشباع شده اند سرمایه گذاری نکنید. همچنین، بهتر است روی کالایی سرمایه گذاری کنید که حق ثبت اختراع یا حق مالکیت فکری دارد تا از ریسک کپی شدن آن توسط رقبا اجتناب کنید.

6.بین ریسک و سود تعادل ایجاد کنید

برای ایجاد تعادل بین ریسک و سود باید بررسی کنید که برای درصد مشخصی از سود حاضر هستید چند درصد از سرمایه تان را به خطر بیندازید.

سخن آخر

مدیریت ریسک در سرمایه گذاری یکی از مهم ترین اصول فعالیت اقتصادی است و باعث می شود از فرصت ها استفاده کنید. هدف از مدیریت ریسک سرمایه گذاری این است که اطمینان حاصل کنید ضرر سرمایه گذاری تان هیچ وقت از یک حد مشخص بیشتر نمی شود. به عبارت دیگر، مدیریت ریسک سرمایه گذاری کلید دستیابی به سود پایدار و امن در هر شرایط بازار است.

در نهایت، اگر می خواهید در سرمایه گذاری موفق شوید باید ریسک را یک مولفه مثبت در نظر بگیرید و از آن نترسید. ریسک بخشی جدایی ناپذیر از هر سرمایه گذاری بوده و نحوه مدیریت آن است که فرق بین سرمایه گذار موفق و شکست خورده را مشخص می کند.

مدیریت سرمایه و ریسک چیست؟

مدیریت سرمایه بدین معنی که بخشی از پس‌انداز خود را سرمایه‌گذاری کنید، مفهوم خیلی کلی است. مثلا شاید به فکر خرید سکه، دلار، ماشین یا سهام بیفتید. در شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه کدام سرمایه‌گذاری سودآور است؟ آیا تمامی سرمایه‌گذاری‌ها بازده یکسان دارند؟ آیا ریسک سرمایه‌گذار‌ی‌ها با هم برابر است؟ برای پاسخ دادن به این سوالات بهتر است ابتدا با مفهوم مدیریت سرمایه آشنا شویم.

مدیریت سرمایه به صورت مدیریت حرفه‌ای انواع دارایی‌ها به منظور تحقق اهداف سرمایه‌گذار تعریف می‌شود، چه دارایی‌های ملموس مانند مسکن و چه دارایی‌های ناملموس مثل سرقفلی و ارزش برند.

استراتژی مناسب برای سرمایه‌گذاریِ هر فرد با دیگری متفاوت است. عواملی مثل میزان تحصیلات و سواد مالی، سن، میزان درآمد، میزان سرمایه اولیه، ریسک‌پذیری و. باعث پیدایش استراتژی‌های متفاوت سرمایه‌گذاری می‌شود.

ریسک چیست؟

کلمه ریسک بیشتر افراد را به یاد خطر و ضرر می‌اندازد. اما ریسک موقعیتی است که از ترکیب خطر و فرصت به دست می‌آید. وقتی شما ریسک می‌کنید، خطری را به‌جان می‌خرید، به امید آن‌که فرصتی به دست بیاورید. شما با توجه به میزان توانایی‌های فردی خود در کنار شناخت کامل از تهدیدهای احتمالی، می‌توانید از این فرصت‌ها استفاده کنید تا به اهداف خود برسید.

مدیریت سرمایه

بیشتر روش‌های سرمایه‌گذاری با درصدی از ریسک همراه هستند. تنها سرمایه‌گذاری در دارایی‌هایی چون سپرده‌گذاری در بانک یا مواردی چون سرمایه‌گذاری در اوراق خزانه است که ریسک بسیار پایینی دارند.

این موارد (که می‌توان آن‌ها را سرمایه‌گذاری بدون ریسک نیز نامید) یک بازدهی مشخص، قطعی ولی محدود دارند. یعنی با سرمایه‌گذاری روی آن‌ها، امیدی هم به کسب یک بازدهی چشم‌گیر نباید داشت.

مدیریت سرمایه صحیح

اما آشنایی با مدیریت سرمایه به‌صورت صحیح، به شما امکان کسب بازدهی بالاتر خواهد داد. برای مثال خرید مستقیم سهام ریسک بیشتری دارد. اما در کنار ریسک بیشتر، سرمایه‌گذاران می‌توانند به بازدهی بیشتر هم دست‌پیدا کنند. از این منظر شاید بتوانیم بگوییم که ریسک «بهای بازدهیِ بیشتر» است.

پس دیدیم که احتمالِ کسب سود بیشتر، معادل است با پذیرش ریسک بالاتر. پس چرا افراد تنها به سپرده‌گذاری در بانک و کسب یک بازده قطعی اکتفا نمی‌کنند و به سمت نوعی دیگر از سرمایه‌گذاری‌ها متمایل می‌شوند؟ آیا این کار درستی است که در بازارهای دیگر، مثل بورس دست به سرمایه‌گذاری زد؟

یکی از دلایلی که باعث می‌شود بازار سرمایه محبوب‌تر از بانک‌ها باشد، این است که شما با سپرده‌گذاری در بانک حداکثر میزان بازدهی که می‌توانید کسب کنید محدود (مثلا بیست درصد به طور سالیانه) است. در حالی که بازاری مانند بورس و اوراق بهادار به شما امکان کسب بازدهی‌های بیشتر از 100 درصد را هم می‌دهد.

مدیریت سرمایه با توجه به نرخ تورم

علاوه بر موضوع ریسک و بازده با توجه به شرایط سیاسی و تحریم‌های بی‌شماری که بر کشور اعمال شده است و با توجه به وضعیت اقتصادی حاکم، شاهد رشد بی‌اندازه نرخ تورم (41%) در سال اخیر بوده‌ایم.

وقتی نرخ تورم در کشوری افزایش می‌یابد شاهد کاهش قدرت خرید پول خواهیم بود، که به اصطلاح می‌گویند پول ارزش خود را از دست داده است. بنابراین سپرده‌‌گذاریِ تمامِ پول خود در بانک کار منطقی به نظر نمی‌رسد، چون نرخ تورم، بیشتر از نرخ بهره سالانهِ بانک است و پول شما نمی‌تواند متناسب با نرخ تورم رشد کند. یعنی پول شما نمی‌تواند قدرت خرید خود را حفظ کند. این در حالی است که بازار سرمایه (بورس اوراق بهادار) می‌تواند متناسب با رشد تورم رشد ‌کند. در این بازار افراد با سرمایه‌گذاری مناسب و مدیریت سرمایه می‌توانند ارزش پول خود را حفظ کنند و حتی به سودهای جذابی دست یابند.

تشکیل سبد سرمایه‌گذاری

برای پوشش ریسک در سرمایه‌گذاری، بهترین کار تشکیل سبد سرمایه‌گذاری است. برای این کار فرد، سرمایه خود را به چند قسمت تقسیم می‌کند و هر قسمت از آن را به بازارهای مختلف می‌برد. مثلا درصدی از سرمایه‌اش را به خرید ملک و درصدی دیگر را به خرید طلا اختصاص می‌دهد و مابقی را صرف خرید سهام و یا کالاهای سرمایه‌ای، مانند ماشین‌آلات و تجهیزات می‌کند. برای مطالعه بیشتر در این رابطه روی اینجا کلیک کنید.

مدیریت سرمایه

هرکدام از بازارهای موجود ریسک متفاوتی دارند و مدت‌زمان بازدهی و میزان بازدهی مورد انتظار از آن‌ها نیز متفاوت است. هنگام انتخاب یک بازار هدف برای سرمایه‌گذاری، باید به دو متغیر ریسک و بازده به طور همزمان توجه کرد، در واقع ریسک و بازده به‌عنوان دو رکن اصلی در اتخاذ تصمیمات سرمایه‌گذاری هستند.

در واقع ریسک و بازده به‌عنوان دو رکن اصلی در اتخاذ تصمیمات سرمایه‌گذاری هستند.

همواره بیشترین بازدهی، با توجه به حداقل مقدار ریسک، معیاری مناسب برای سرمایه‌گذاری به‌حساب می‌آید. شکل بالا تنها مثالی از چند بازار است که افراد می‌توانند در آن با توجه به شرایط خود بازارهای متفاوتی را برای سرمایه‌گذاری و توزیع ریسک انتخاب کنند. حتی می‌توانند بر تعداد بازارهای انتخابی بیفزایند و یا از تعداد آن بکاهند.

مدیریت سرمایه در شرکت ها

مدیریت سرمایه امری بسیار مهم به خصوص در امور شرکت‌ها است. برای مثال اگر یک شرکت به دنبال احداث یک خط تولیدی جدید باشد، برای احداث این خط به مقدار زیادی وجه نقد نیاز دارد. در این مواقع مدیر، سبد سرمایه‌گذاریِ شرکت را بررسی می‌کند تا مشخص کند کدام سرمایه‌گذاری‌ها سریع‌تر به وجه نقد تبدیل می‌شوند. اگر درصد عمده‌ای از سبد شرکت را ملک و ساختمان تشکیل داده باشد مدت زمان زیادی طول می‌کشد تا این املاک به وجه نقد تبدیل شوند. در حالی که اگر بخش عمده‌ای از سبد را سهام تشکیل دهد بسیار راحت‌تر و سریع‌تر می‌تواند آن را به وجه نقد تبدیل کند و از پول به دست آمده برای راه اندازی خط تولید جدید استفاده کند.

بنابراین هر فردی چه برای تشکیل سبد شخصی و چه در سمت مدیریت برای تشکیل سبد سرمایه شرکت، می‌تواند بر اساس اهداف و نیازهای احتمالی خود، یک سبد سرمایه‌گذاری مطمئن بسازد به‌شکلی که در صورت لزوم بتواند از آن استفاده کند.

فرآیند مدیریت سبد سهام

برای اینکه بتوانید یک سبد سهام (پرتفوی) بهینه تشکیل دهید و آن را به طور صحیح مدیریت کنید، در مرحله اول لازم است که با مفاهیم مالی و اصول اساسی آن آشنا شوید. بعد از آشنایی با این موارد می‌توان اقدام به ایجاد یک سبد سرمایه‌گذاری متناسب با ویژگی‌های شخصی خود کرد.

هر فرد بعد از یادگیری اصول اساسی مالی می‌تواند با توجه به میزان ریسک‌پذیری و بازده مورد انتظار خود اقدام به ایجاد یک پرتفوی بهینه کند و در گذر زمان با توجه به تغییر شرایط، در صورت لزوم پرتفوی خود را اصلاح کند.

یکی از راه‌های کم کردن ریسک یک پرتفوی تنوع‌بخشی به آن است. تنوع‌بخشی با هدف کاهش ریسک پرتفوی تا حداقل مقدارِ ریسک و افزایش بازده پرتفوی تا بالاترین اندازه ممکن انجام می‌شود.

با تقسیم کردن مبلغ سرمایه‌گذاری در سهم‌های متنوع، می‌توان بخشی از ریسک پرتفوی را حذف کرد. برای انجام این کار بهتر است که سهم‌ها، از صنایع و گروه‌های متفاوت از هم انتخاب شوند تا اگر یک صنعتی دچار مشکل شد تنها بخش کوچکی از سبد سرمایه‌گذاری شما به‌خطر بیفتد.

مدیریت سرمایه

تنوع‌بخشی به سبد سرمایه‌گذاری و سبد سهام

نقل قولی معروف در رابطه با تنوع‌بخشی وجود دارد که بیان می‌کند: تمامی تخم‌مرغ‌های خود را در یک سبد قرار ندهید، تا در صورت افتادن سبد همه تخم مرغ‌هایتان از بین نروند.

نکته‌ی قابل توجه این است که شما با تنوع‌بخشی نمی‌توانید کل ریسک سبد خود را از بین ببرید، اما می‌توانید آن را کم کنید.

ریسک کل

ریسک کل از دو بخش ریسک سیستماتیک و ریسک غیرسیستماتیک تشکیل شده است. ریسک غیرسیستماتیک منحصر به یک دارایی نظیر سهم یک شرکت است، که این ریسک با تنوع‌بخشی قابل کاهش است.

اما بخش دیگری از ریسک کل، ریسک سیستماتیک یا ریسک بازار است، که به آن ریسک حذف‌نشدنی هم می‌گویند. این ریسک از طریق تنوع‌بخشی کاهش پیدا نمی‌کند.

نمونه‌ای از ایجاد سبد سهام متنوع را در شکل بالا می‌بینید. می‌توان از گروه‌ها و صنعت‌های مختلف یک سهم مناسب انتخاب کرد و تشکیل سبد داد. افراد با استراتژی‌های متفاوت می‌توانند سبدهای متفاوتی ایجاد کنند.

انواع سرمایه‌گذاری

سرمایه‌گذاران به دو طریق می‌توانند دست به خرید اوراق بهادار بزنند: اولین شیوه آن است که افراد به طور مستقیم اقدام به خریدوفروش سهام کنند که به آن سرمایه‌گذاری مستقیم می‌گویند؛ یا اینکه این کار را از طریق واسطه‌های مالی انجام دهند، که به آن سرمایه‌گذاری غیرمستقیم می‌گویند.

انواع سرمایه گذاران بر مبنای میزان تحمل ریسک

نظریه مطلوبیت مورد انتظار، سه نوع گرایش را بر مبنای میزان تحمل ریسک توسط سرمایه‌گذاران معرفی کرده است. بر طبق این نظریه سرمایه گذاران به سه دسته تقسیم می‌شوند:

  • ریسک‌گریز
  • ریسک‌پذیر
  • ریسک خنثی

سرمایه‌گذاران ریسک خنثی افرادی هستند که به میزان ریسک سرمایه‌گذاری توجهی نمی‌کنند و تنها به دنبال حداکثر کردن بازدهی خود هستند و میزان مطلوبیت آن‌ها توسط بازدهی سرمایه‌گذاری تعیین می‌شود.

برخی از سرمایه‌گذاری‌ها و دارایی‌ها نوسانات بیشتری نسبت به سایر دارایی‌ها دارند. در نتیجه سرمایه‌گذاری در آن‌ها ریسک بیشتری دارد.

گروهی از سرمایه‌گذاران نسبت به سایرین ریسک‌پذیر‌تر هستند؛ در نتیجه می‌توانند نسبت به دیگران بهتر با این نوسانات کنار بیایند و آن را تحمل کنند. این افراد زمانی که با دو پروژه با بازدهی یکسان رو‌به‌رو می‌شوند، پروژه‌ای که ریسک بیشتری دارد را برای سرمایه‌گذاری انتخاب می‌کنند، زیرا مطلوبیت ناشی از موفق شدن در پروژه پرریسک بیشتر از عدم مطلوبیت ناشی از زیان آن‌ها است.

این افراد تمایل بیشتری به فعالیت در بورس دارند و تمایل کمی به سپرده‌گذاری در بانک دارند.

سرمایه‌گذاران ریسک‌گریز

آخرین دسته، سرمایه‌گذاران ریسک‌گریز هستند. این افراد بیشتر به سرمایه‌گذاری در مواردی که بازدهی مطمئن داشته‌ باشند علاقه‌مند هستند و از سرمایه‌گذاری در پروژه‌های پرریسک دوری می‌کنند. بیشتر این افراد به سپرده‌گذاری در بانک روی می‌آورند و معتقدند که سپرده‌گذاری در بانک نوعی سرمایه‌گذاری ایمن است.

این سه طبقه، خود می‌توانند هرکدام به سه طبقه متفاوت نیز تقسیم شوند. برای مثال افرادی که در بورس سرمایه‌گذاری می‌کنند، همه حاضر به پذیرش سطح یکسانی از ریسک نیستند. مثلا برخی از آن‌ها در سهم‌هایی که ریسک بسیار زیادی دارند (مثل سهم‌هایی با وضعیت بنیادی نه چندان خوب که در وضعیت تکنیکالی مناسبی قرار دارند و انتظار رشد سریعی از آن‌ها در آینده‌ای نزدیک می‌رود) سرمایه‌گذاری می‌کنند. در حالی که برخی دیگر تنها در سهام شرکت‌هایی بزرگ که وضعیت بنیادی قوی و سود تقسیمی بالا دارند سرمایه‌گذاری می‌کنند، در حالی که ممکن است این سهم‌ها رشد آهسته‌ای داشته باشند.

نظریه مطلوبیت مورد انتظار با انتقادهایی نیز مواجه شده که در مقالات بعدی راجع‌به آن توضیح داده خواهد شد.

ریسک دارایی‌های مالی از منظر مدت زمان نگهداری

می‌توان ریسک دارایی‌های مالی را از نظر دوره نگهداری آن‌ها نیز طبقه‌بندی کرد. به بیانی دیگر ریسک یک سرمایه‌گذاری زمانی که به دید کوتاه‌مدت خریداری می‌شود با ریسک آن وقتی که با دید بلند‌مدت خریداری می‌شود، متفاوت است.

با افزایش مدت‌زمان نگهداری یک دارایی، نوسانات آن کاهش می‌یابد و ریسک آن تا حدی قابل کنترل خواهد بود.

ریسک‌های بازار سرمایه را بشناسید

کارشناس بازار سرمایه گفت: به احتمال اختلاف میان بازده مورد انتظار و بازده واقعی، ریسک گفته می‌شود؛ که این انحراف بازده مثبت یا منفی است.

به گزارش نبض بورس، بابک سالاروند کارشناس بازار سرمایه در خصوص ریسک موجود در بازار سرمایه اظهار کرد: در مفهوم مالی به احتمال اختلاف میان بازده مورد انتظار و بازده واقعی ریسک گفته می‌شود؛ که این انحراف بازده مثبت یا منفی است، هر اندازه احتمال عدم موفقیت در سرمایه‌گذاری بیشتر باشد، ریسک سرمایه‌گذاری هم بیشتر خواهد بود.

او بیان کرد: اصل ثابتی در سرمایه‌گذاری مبنی بر اینکه سرمایه‌گذار از ریسک و خطر گریزان و به سمت بازده و سود تمایل دارد، وجود دارد. به همین خاطر است که سرمایه‌گذاران ریسک گریز از ورود سرمایه خود به جایی که خطر و ریسک وجود دارد یا افق نامشخصی در برابر سود و اصل سرمایه‌شان است، امتناع می‌کنند.

کارشناس بازار سرمایه در خصوص معیار سنجش انواع ریسک‌های سرمایه گذاری گفت: برای اندازه‌گیری ریسک سرمایه‌گذاری معیارهای متفاوتی وجود دارد که یکی از مهم‌ترین آن‌ها انحراف معیار بازده تاریخی یا میانگین یک سرمایه‌گذاری است. بالا بودن انحراف معیار محاسبه شده، نشان‌دهنده بالا بودن ریسک سرمایه‌گذاری است.

سالاروند در پاسخ به این پرسش که، چند نوع ریسک در بازار سرمایه وجود دارد؟، اظهار کرد: از انواع ریسک‌های بازار سرمایه می‌توان به ریسک سیستماتیک اشاره کرد که این نوع ریسک، مربوط به شرایط سیاسی و اقتصادی کلان جامعه است که قابل حذف نیست. ریسک سیستماتیک بر کل بازار اثر می‌گذارد و محدود به صنعت خاصی نیست. همچنین نوعی دیگر از ریسک‌های بازار سرمایه، ریسک غیر سیستماتیک است که برخلاف ریسک سیستماتیک، قابل کنترل و کاهش است. ما می‌توانیم شرکتی را که در اثر تصمیم‌گیری‌های نادرست یا شرایط بحرانی با افت قیمتی مواجه شده خریداری نکنیم و از این ریسک جلوگیری کنیم.

او بیان کرد: نوعی دیگر از ریسک بازار سرمایه، ریسک نرخ سود است که اگر چند گزینه برای سرمایه‌گذاری داشته باشیم، این نوع ریسک مطرح می‌شود. ریسک ناشی از نرخ سود مربوط به زمانی است که تغییر در نرخ سود باعث دگرگونی ارزش یک سرمایه‌گذاری شود. این نوع ریسک معمولا روی اوراق مشارکت و اوراق بدهی بیشتر اثر می‌گذارد. نوسانات نرخ سود سپرده یا اوراق مشارکت می‌تواند بر تمامی بازارهای مالی و حتی فیزیکی اثرگذار باشد. پس ریسک ریسک در سرمایه گذاری و بازار سرمایه نرخ سود یا در واقع تغییرات نرخ سود را به یاد داشته باشید.

کارشناس بازار سرمایه افزود: ریسک تورم نوع دیگری از ریسک‌های موجود در بازار سرمایه است. نرخ تورم بر بازدهی سرمایه‌گذاری موثر است؛ زیرا بازدهی خالص از اختلاف بازدهی ناخالص و نرخ تورم حاصل می‌شود. هرچه نرخ تورم افزایش یابد از میزان بازدهی ما در این حالت کاسته می‌شود.

سالاروند در خصوص سایر ریسک‌های موجود در بازار سرمایه گفت: ریسک مالی یکی دیگر از انواع ریسک‌های بازار سرمایه است که، شرکت‌ها در صورت‌های مالی خود بخشی تحت عنوان، تسهیلات و تعهدات مالی دارند. هرچه تعهدات مالی شرکت و وام‌های دریافتی بیشتر باشد، توان شرکت جهت توسعه و گسترش و افزایش سوددهی کاهش می‌یابد. همچنین ریسک نقدشوندگی از دیگر انواع ریسک هاست که، دارایی مطلوب، دارایی است که قدرت نقدشوندگی بالایی دارد. اگر دارایی به راحتی فروش نرود، صاحب آن دارایی، با ریسک نقدشوندگی مواجه است. هرچه سرعت خرید و فروش سهمی بیشتر باشد و معاملات آن روان‌تر باشد، این ریسک در آن کم رنگ‌تر است.

او بیان کرد: ریسک نرخ ارز نیز در مورد شرکت‌های واردات محور، بسیار با اهمیت است. اگر شرکتی، عمده مواد اولیه خود را وارد کند، با رشد نرخ ارز، درگیر چالش ریسک نرخ ارز خواهد شد و هزینه زیادی را متحمل می‌شود. با رشد هزینه‌ها، سود دهی شرکت کاسته شده و نتیجه نهایی، عدم رغبت سرمایه‌گذاران به خرید شرکت مذکور است. البته این ریسک، نوعی ریسک غیر سیستماتیک محسوب می‌شود که توسط شرکت‌ها قابل کنترل نیست. همچنین ریسک تجاری نیز کلیه هزینه‌های یک کسب و کار برای عملیاتی ماندن را در نظر می‌گیرد. این هزینه‌ها شامل حقوق، هزینه تولید، اجاره تسهیلات، دفتر و هزینه‌های اداری می‌شود. سطح ریسک تجاری یک شرکت تحت تأثیر عواملی مانند هزینه کالاها، حاشیه سود، رقابت و سطح کلی تقاضا برای محصولات یا خدماتی است که می‌فروشد، است.

او افزود: ریسک سیاسی از دیگر انواع ریسک‌های بازار سرمایه است که، عدم ثبات در اوضاع سیاسی که به مسائل اقتصادی یک کشور آسیب بزند، به طور مستقیم بر عملکرد بنگاه‌های اقتصادی فعال در آن کشور تأثیر می‌گذارد. هر اندازه بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی افزایش یابد، عملکرد بنگاه‌های اقتصادی بیشتر با مشکل روبه‌رو می‌شود. به این ریسک، ریسک سیاسی یا در اصطلاح ریسک کشور نیز می‌گویند. ریسک سیاسی نوعی از ریسک مالی به حساب می‌آید که در آن، دولت یک کشور به صورت ناگهانی سیاست‌های خود را تغییر دهد. این ریسک عامل بزرگیست که باعث کاهش سرمایه‌گذاری خارجی در کشورهای در حال توسعه و جهان سوم می‌شود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.